تبليغاتX
انقلاب اسلامی؟.....یا.....اسلام انقلابی؟

سلام علیکم

چون سطح این بحث عمومی است از شما و دیگر خوانندگان هم خواهش می کنم نظر بدهید که کدامیک از ما دو نفر درست می گوییم و یا از بحث طفره می رویم؟ و به چه دلیل؟
این بحثها به ما کمک می کند که بدبینی ها و اختلافات  بی مورد را از میان برداریم و خدمت مهمی به جامعه ودین خواهد بود (متن های قرمز از نویسنده وبلاگ زنده باد اسلام راستین و نوشته های آبی رنگ جواب من به ایشان است)

نویسنده: ghonabit  دوشنبه 12 شهريور1386 ساعت: 0:3  آفرین خوب فهمیدی من نمی تونم جوابتو بدم پس دیگه به بیان حرفای نشنیده ات بپرداز

 دیدی عزیز من که عجولانه جواب می دهی؟ هم حرفهای من و هم جوابهای شما در اینجا ثبت شده است و هر خواننده ای می تواند مراجعه کند مثلا وقتی شما در جواب سخنان مطرح شده با استدلال به یک حدیث که حتی ترجمه فارسی آن را درست ننوشته اید می خواهید سر و ته قضیه را هم بیاورید چه توقعی باقی می ماند؟ تازه برداشتتان هم از آن حدیث نه تنها غلط بلکه مضحک است آخر عزیز من ، اگر من مدعی باشم که آقای ایکس اصولا مسلمان نیست آن وقت شما او را با کسی که در مدح اهل بیت شعر گفته مقایسه می کنید؟ من سفارش می کنم این حرفها را پیش همفکرانتان نزنید که اقلا موقعیتتان پیش آنها خراب نشود

 نه من هیچ کس نمی تونی آدم متعصبی مثل شما رو بیدار کنه برو بحث یاد بگیر بعد بیا هر وقت فهمیدی که باید با طرف مقابلت چه طور حرف بزنی بحث کن

 خوب تعصب را که باید دیگران از بحثهای قبلی تا اینجا قضاوت کنند و نظر من و شما که ذینفع هستیم در مورد یکدیگر هم دلیل نمی شود و هم به نوعی فرار از بحث است و شاید به همین دلیل است که رهبران مذهبی ما که در مقام هدایت مردم با جان و دل تلاش می کردند هیچگاه در ضمن بحث با دیگران از این حربه ها استفاده نمی کردند (این روش بیشتر سیاسی و برای از میدان بدر کردن حریف است) ولی در مورد آداب بحث که گفتید من بلد نیستم اگر شما بلدید به من هم یاد بدهید (مثل من که اشکالات شما را می نویسم شما هم اشکالات مرا بنویسید) سراپاگوش هستم

(((منتظر نقدهای منصفانه و علمی هستم)))این حرفت خنده ام انداخت که مگه می شه شما منصفم باشی!!!!! فقط اینو بتون بگم که آگر منطقی هستی برو کتابهای دکتر رو بخون بعد نظر بده

 اول باید پاسخ اشکال مبنایی که طرح کردم را بدهید و مبنای مرا (عدم صلاحیت دخالت مثبت یا منفی امثال شریعتی در مسائل دینی)نقض کنید تا نوبت به اینگونه موارد برسد اما بنده نه ادعایی دارم و نه باید از خودم تعریف کنم ولی همینقدر بدانید از آن دسته که اینها در خیالاتشان برای مردم ترسیم می کنند (که نخوانده به شریعتی حمله می کنند! و این داستانها!) نیستمو بالاخره اینکه استادم که از منتقدان حوزوی غیرحکومتی امثال شریعتی و خاتمی و ... است علاوه براینکه مطالبش را خوانده است برخی از کتابهایش را از حفظ دارد! طوری که وقتی یکی از هواداران شریعتی در حضور ما با ایشان بحث می کرد بارها تا دلیل از کتاب شریعتی می آورد استاد بلافاصله صفحه و منبع دلیلش را از کتابهای شریعتی را می فرمودند! و بعد هم با دلایل متعدد رد می کردند

اگر قرار بر این بود که آدم بر اساس حرفای دیگران در باره کسی حرف بزنه و موضع گیری کنه تعداد صحابی پیامبر (ص)از انگشتان دست هم کمتر بود.ابوذر از ربذه اومد ببینه پیامبر(ص) حرفش چیه

اگر متن مرا خوانده بودید ملاحظه می کردید که اشکال شما خارج از موضوع است پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خود آورنده وحی بود ولی امثال شریعتی و خاتمی و بزرگتر از آنها تا مراجع تقلید و تا اصحاب ائمه علیهم السلام و خود آنان در مقام تبیین وحی هستند حال سوال اصلی من همینجاست که آیا این کار تبیین و تفسیر دین هیچ مجوزی لازم ندارد که به کسانی که در درست خواندن و نوشتن متون دینی هم مشکل دارند اجازه می دهد وارد این مباحث شوند؟؟؟ (دقت کنید اینکه درست بگویند یا غلط در درجه بعد است)

اگر بگویید همه حق دخالت دارند که هرج و مرج می شود و هیچ عاقلی نمی پذیرد و اگر بخواهید محدود کنید چه افرادی و چه ملاکهایی وجود دارد؟ (دقت کنید که هیچ اصلاح طلبی تا کنون نتوانسته از عهده این سوال بطور کامل برآید می توانید امتحانشان کنید!!)

نویسنده: قنبیت دوشنبه 12 شهريور1386 ساعت: 0:6

راستی یادم رفت بگم هر وقت اونقدر شجاعت داشتی که حاضر باشی به خاطره فکرت و عقیده ات ناسزا هم بشنوی یا در حد کمتر انتقاد تایید کردن نظر رو بردار

 بازهم حاشیه روی بی مورد کرده اید خوب این امکان تایید نظرات را خود بلاگفا گذاشته و در اغلب سایتها هم اعمال می شود وبلاگها هم مختلفند برخی این کار را می کنند برخی نه  و ممکن است دلایل گوناگونی داشته باشند و من نوشته هایی را هم که برعلیه خودم بوده هم منتشر کردم و هم تشکر! پس اولا بدون اینکه دلیل کار مرا بدانید پیشداوری کردید و ثانیا در صدد تحمیل نظر خود برآمدید!! جالب این است که طرفدار آزادی هم هستید! البته ناراحت نشوید من چون هم سروکار با اصولگرایانتان دارم و هم اصلاح طلبانتان همه این ژستها را بارها تجربه کرده ام و جالب است بدانید که در اغلب موارد که من دیدم ظرفیت تحمل اصلاح طلبان پایینتر از اصولگراها بود! گرچه قبلا هم گفتم که به هیچکدام اعتقاد مطلق ندارم و در پایان برای اطمینان شما قسم جلاله یاد می کنم که بیشتر این سروصداهای سیاسی برای جلب منافع است و می خواهند من و شما را سپر خود کنند والا دل حضرت از بیشتر این افراد خون است خصوصا اصلاحیون که شمشیر مبارزه با متن دین را از رو بسته اند و نواب کنونی امام زمان (بر اساس فرمایش خود حضرت) حتی الامکان از راه دادن و حتی دست تر گذاشتن به برخی از اینها احتیاط می کنند و شما سنگ آنها را به سینه می زنید و این بزرگترین جرم شماست که در لباس دوست کلوخ پرتاب کنید که از دشمن سنگ اندازی هم طبیعی است

شما یکی از این سه راه را داری:
1- اگر متوجه اشتباه خود شدی از مسیر گذشته رسما برگردی و به دوستان و هر کسی که رویش تاثیر داری اعلام کنی
2- اگر یقین داری من برخطا هستم با دلایل منطقی مرا متوجه اشتباهم کنی (قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین - قرآن کریم)
3- آن ذکر صلوات برای امام زمان را از اول وبلاگت برداری چون امام زمان از مواضعت کاملا متنفر است

در  این صورت من هم دیگر کاری با شما ندارم و برای من مثل بقیه مدعیان اصلاحات! خواهید بود!!

 

چون سطح بحث ما عمومی است از شما و دیگر خوانندگان هم خواهش می کنم نظر بدهند که کدامیک از ما دو نفر درست می گوییم و یا از بحث طفره می رویم؟
این بحثها به ما کمک می کند که بدبینی ها و اختلافات  بی مورد را از میان برداریم و خدمت مهمی به جامعه ودین خواهد بود

نوشته شده توسط یک دوست در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 17:7 | لینک ثابت |
بروز شده در ۱۲/۶/۸۶   ساعت ۱۹/۱ بامداد

خوشبختانه نویسنده مزبور آنلاین بود و  متاسفانه جوابهای عجولانه زیر را برایم فرستاده که جهت رعایت انصاف آنها را عینا نقل می کنم و تا حدود یکساعت دیگر جواب می دهم :

نویسنده: ghonabit  دوشنبه 12 شهريور1386 ساعت: 0:3

آفرین خوب فهمیدی من نمی تونم جوابتو بدم پس دیگه به بیان حرفای نشنیده ات بپرداز نه من هیچ کس نمی تونی آدم متعصبی مثل شما رو بیدار کنه
برو بحث یاد بگیر بعد بیا هر وقت فهمیدی که باید با طرف مقابلت چه طور حرف بزنی بحث کن
(((منتظر نقدهای منصفانه و علمی هستم)))این حرفت خنده ام انداخت که مگه می شه شما منصفم باشی!!!!! فقط اینو بتون بگم که آگر منطقی هستی برو کتابهای دکتر رو بخون بعد نظر بده اگر قرار بر این بود که آدم بر اساس حرفای دیگران در باره کسی حرف بزنه و موضع گیری کنه تعداد صحابی پیامبر (ص)از انگشتان دست هم کمتر بود.ابوذر از ربذه اومد ببینه پیامبر(ص) حرفش چیه

نویسنده: قنبیت دوشنبه 12 شهريور1386 ساعت: 0:6
راستی یادم رفت بگم هر وقت اونقدر شجاعت داشتی که حاضر باشی به خاطره فکرت و عقیده ات ناسزا هم بشنوی یا در حد کمتر انتقاد تایید کردن نظر رو بردار
 
جوابهای شما را عینا در پست مستقلی منتشر کردم و اگر بیدار بودی نظر خودم را هم تا یکساعت دیگر کنارش می نویسم
شما سه راه داری:
1- اگر متوجه اشتباه خود شدی از مسیر گذشته رسما برگردی و به دوستان و هر کسی که رویش تاثیر داری اعلام کنی
2- اگر یقین داری من برخطا هستم با دلایل منطقی مرا متوجه اشتباهم کنی (قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین - قرآن کریم)
3- آن صلوات را از اول وبلاگت برداری چون امام زمان از مطالبت کاملا متنفر است در این صورت من هم دیگر کاری با شما ندارم و برای من مثل بقیه مدعیان اصلاحات! خواهید بود!!
 
نویسنده: ghonabit
دوشنبه 12 شهريور1386 ساعت: 0:43
دمت گرم برو کاری به کار من نداشته باش آره عزیز من کم اوردم
راستی نگفته بودی با امام زمان(عج)ارتباط داری ناقلا
 
من که نوشتم بشرطی دست برمی دارم که یکی از اون 3 کار را انجام بدهی که ندادی!
من برای شما ننوشته بودم که با امام زمان رابطه دارم ولی الان با صراحت می نویسم کسی که با امام زمانش رابطه ندارد مسلما شیعه نیست البته شاید از محبین اهل بیت علیهم السلام باشد
حاشیه روی هم فایده ندارد
مطالبم را خوب بررسی کن
و نترس خیلی از شما داغترها هم از اشتباهاتشون برگشتند
تازه اون روز که حنای اینها رنگی داشت!! نه حالا که ...
نوشته شده توسط یک دوست در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 0:14 | لینک ثابت |
چون دیدم نویسنده مورد نظر بدون اینکه جوابی بدهد بازهم در همان زمینه قبلی ادامه می دهد این قسمت تکمیلی را هم برایش فرستادم:

اسلام واقعی همان است که حوزه علمیه شیعه(آنها که اجازه از نسل قبلی گرفته و مورد مخالفت اصولی دیگران واقع نشده باشند و غیروابسته به حکومت از هر جناحش باشند) تبیین می کند و رسول اکرم تا امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین به چنین کسانی اجازه تفسیر و تبیین و تبلیغ دینی داده اند و دیگران هم به شرط آنکه از جانب اینان ماذون باشند می توانند فقط نقل کنند

حال امثال شریعتی که نه اجازه از سلف داشتند و نه خلف هر یک کلمه که در باره دین صحبت کنند یا بنویسند هرچند که صحیح هم باشد گناه کبیره است(مانند بقالی که در لباس پزشک درآمده و برای مردم نسخه بنویسد که صرف نظر از محتوای نسخه جرم کرده و تحت تعقیب قرار می گیرد) و همچنین است شنیدن و نقل و انتشار و هرگونه مساعدتی برای اینان که بدون حق در باره مطالب دین و پیامبر و ائمه علیهم السلام اظهارنظر شخصی می کنند

حال به این موارد که گفته شد این را هم اضافه کنیم که آنچه اینان خودشان ظهار کرده اند اعتقادی بظاهر اسلامیست ولی بر اساس مبانی غربی و شرقیست که خود محل بحث دیگریست
چون باتوجه به جوابهای قبلی شما مطمئنم جواب این مطالب را نمی توانی شخصا تهیه کنی باز هم پیشنهاد می کنم از کسانی که شما را به این کجراهه ها انداختند توضیح قانع کننده طلب کنی و آنچه گفتند برایم بفرستی

حالا شما هم می توانید بنابرفهم و نظر خود به من یا او کمک کنید تا راه صحیح را پیدا کنیم

نوشته شده توسط یک دوست در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 0:2 | لینک ثابت |
داشتم وب گردی میکردم که به این مطلب برخوردم :

این چه بلایست که به سر اسلام می آورند؟چرا با دست خودمون تیشه به ریشه ی اسلام و دین توی این مملکت می زنیم؟من نمی دونم چه تفاوتی بین دولتهای اروپای که حجاب را در اماکن عمومی منع کردند،واین اقدام در داخل کشور وجود دارد؟به نظرم هیچ فرقی نمی شود پیدا کردهرچی اسلام می کشد از برداشتهای شخصی است وازافراط های فتنه انگیز.

به امید روزی که صاحب(عج) بیایدوتکلیف این دین های ساختگی که کمر به نابودی اسلام بسته اند را مشخص کند.

برایش اینطور نوشتم :

بنده ی خدا حالا اگه قبل از اینکه حضرت به حساب دین ساختگی دیگران برسد دین من و شما را ساختگی تشخیص دهد و به حسابمون برسد چی؟؟!
آیا مطمئنی که حضرت همین وبلاگ های من و شما و قلم زدن ها را در راه دشمنانشان تشخیص نمی دهند؟؟

سوال 1= تا حالا فکر کردی که دین ساختگی را از غیر ساختگی چه کسانی و چگونه (بر اساس کدام معیارها و مجوزها) تشخیص می دهند؟

بی تعارف بگویم آنچه تا کنون در جواب مطالب من نوشتی خیلی سطح پایین بوده(بدون قضاوت در باره صحت و سقم آن)
سفارش می کنم قبل از جواب نوشتن اول مطلب طرف را خوب بخوان
بعد درست و کامل رویش فکر کن (اول بنا بگذار که حق با طرف است)
بعد نظرت را در ورد تایپ کن
و بعد آن را چند بار مرور کن و اشکالاتی را که خودت تشخیص می دهی بگیر
و بعد آن را ارسال کن
حالا منتظر جواب این یک سوالم هستم ولی بازهم می گویم عجله نکن
بعد از اون مراحل برایم بفرست
خیلی دوست دارم که حرفهای من غلط باشه و شما با جوابهای منطقی من را محکوم کنی (در واقع هدایت کنی) ولی اگر جوابی نداشتی به راه راست برو و این اسلامهای ساختگی آخرالزمان را رها کن

راستی یادم رفت بگویم از دیگران هم می توانی کمک بگیری

نوشته شده توسط یک دوست در جمعه نهم شهریور 1386 ساعت 15:14 | لینک ثابت |

جوون عزیز!

با تو هستم

بله ؛ با خود تو!

آدرس این وبلاگ را به ستون Favorites رایانه ت اضافه کن ؛

برای اونهایی هم که توی لیست مسنجرت هست بفرست

یا براشون اس ام اس کن

اگرم بلاگ خوبی داری می تونیم تبادل لینک کنیم! 

 

اینجا جواب خیلی از سوالاتت را می تونی بگیری

توسط من

از حجت الاسلام حسن زاده

کسی که نظر خیلی ها را تا حالا تغییر داده

جوون هایی که خیلی عصبانی بودن!

بعضی شون هم ناخواسته به راههای خلاف کشیده شده بودن

با روحانی جماعت هم میونه خوبی نداشتن

بعضی ذهنشون پر از علامت ؟ بود

حتی بعضی شون از خدا هم طلبکار بودن!

 

و بعضی شون بدون قید و شرط تسلیم شده بودن

تسلیم کسایی که حرفای قشنگ می زدن!

و اونها را تحریک می کردن

و درست وسط حادثه که می شد

(اونها را تنها میگذاشتن؟)؟؟

نه !! کاش تنها می گذاشتن

اونها را تحویل طرف مقابل می دادن!!

 

ولی الان این جوونا کاملا تغییر عقیده دادن

شور و نشاطشون هم بیشتر شده

اهل مسجد شدن و روزشماری می کنن که جمکران برن

 

با حرفهایی که می خوام برات بنویسم ...

ممکنه خیلی زود اینجا هم فیلتر بشه

ولی «بینشی دیگر حسن زاده» را فراموش نکن

می تونی این ۲کلمه را Search کنی

من هم قول می دم زود بزود بنویسم

قبل از اینکه فیلترشکن لازم بشه!

 

در قسمت قبلی فهمیدیم که :

چرا بعضی ها را هیچوقت در تلویزیون نمی شود دید؟

و در قسمت بعدی داستان جوونی را براتون تعریف می کنم که :

چگونه یکی از علاقه مندان دکتر شریعتی از دشمنان سرسخت او شد؟؟

ضمنا یادت باشه :

حرف تو هرچی که باشه از اون جوون و ماجرای اون برام مهمتره

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!

نوشته شده توسط یک دوست در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 14:57 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

خواستم کمی از سوابق اشنایی با این اقای حسن زاده براتون بنویسم گفتم بهتره کمی از صحبتها شون را بگم. حاجی آقا می گفتند (عبارت ها از منه)

نمی دانم این چه قاعده ایست که توی مغز خیلی ها رفته و در نمی آید که اگر شخصی با اصلاح طلبان نیست پس حتما با اصولگرایان است! و اگر با اصولگرایان نیست پس حتما با اصلاح طلبان است! اگر هم خودش گفت والله بالله با هیچکدام نیستم حرفش را باور نکنید می خواهد رد گم کند!!

جوانان ما با همین رسانه های ارتباطی چنان کانالیزه شده اند که فکر می کنند کل مذهب شیعه و عالم و مجتهدش همین هایی هستند که تلویزیون نشان می دهد و البته یکی دوتایی هم که اوایل انقلاب سهمی در حکومت داشتند و بعد معلوم شد که بیخود منتظر بوده اند کنار گود ایستاده اند که اگر کسی از اونها ناامید شد مستقیم بیفتد توی بغل اینها!

آقا اینقدر هستند علما حتی در رده مرجعیت که در این صدا و سیما بردن اسمشان هم ممنوع است. هزاران برنامه چرند و پرند پخش می شود و در مسائل مذهبی در کوچه و خیابان با هر بقالی مصاحبه می کنند الا با اینها

می خواهید بدانید دلیلش چیه؟

به این مسائل که در اخر رساله یکی از این آقایون هست توجه کنید:

 

مسأله 3435: كليه مؤمنان در تمام كشورهاى اسلامى، در سفر، اقامت، زراعت، ساختمان، كار، تجارت، نشر كتاب، مجله، روزنامه، استفاده از راديو، تلويزيون، تشكيل احزاب سالم و انجمنها، تأليف، سخنرانى، ازدواج و تمامى فعاليّتهاى اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، سياسى و غيره - مگر در موارد محرّمات شرعيّه - آزاد مى باشند و اَحدى حقّ جلوگيرى از آزاديهاى مذكور را ندارد.

 

مسأله 3445: حاكميّت در اسلام، نسبت به غير معصومين(عليهم السلام) در موضوعاتى كه احكام عمومى بر آنها مترتب است در صلاحيّت شوراى مراجع تقليد است و بايد ساير شرايط شرعى نيز فراهم باشد و استبداد در حكومت جايز نيست.

 

مسأله 3454: رعايت حقوق بشر، به نحوى كه اسلام دستور فرموده، شرعاً ثابت است، منتهى بعضى واجب، و بعضى مستحب است.

 

مسأله 3461: هر گونه مصادره اموال، دستگيرى افراد، تبعيد و زندانى نمودن آنها - در غير موارد مقرّره شرعى - جايز نيست و موجب ضمان مى گردد و در موارد شرعى واجب است به كيفيّت شرعى عمل شود.

 

مسأله 3464: هر گونه اعمال خشونت و تندروى كه باعث ايذاء مردم يا بدنامى اسلام و مسلمين مى شود جايز نيست. 

...

http://shirazi.ir/rflo/Resale/index.htm

نوشته شده توسط یک دوست در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 2:38 | لینک ثابت |

پاسخ به پیام نویسنده ای که نام مستعار نامناسبی برگزیده است :

 

سلام علیکم با تبریک عید سعید مبعث به تمام کسانی که آنچه محمد صلی الله علیه و آله و سلم از جانب خدا آورده را به درستی فهم و اعتقاد کرده و از آن پیروی می کنند.

 مقدمتا از تذکری که در پیام قبلی در مورد سلام داده بودید تشکر و از اینکه تا کنون موفق به جواب آن پیام نشدم عذرخواهی می کنم. چند روز قبل در کامنتها به من تذکر داده بودند که این وبلاگ شده سوال و جواب به این آقا، و چرا مطلب اصلیت را نمی نویسی بنابراین اگر فرصت داشتید بحثهای بعدی را با دقت بخوانید در ضمن مطالب بعدیم متوجه خواهید شد که اشکالاتی که مطرح کرده بودید از اساس باطل است . اما در مورد این پیام اخرتان :

 

«سلام. به نظرم استادتون خوب دارد جا پای مصباح می گذارد با این داد و بیدادها می خواهند مشهور شوند خداوند به نیات آگاه است در ضمن احمدی نژاد در مصاحبه با سی ان ان ، اون مصاحبه گره که مرد بود  از همجنس بازان رده اول آمریکاست»

 

 برادر عزیز : بینش مذهبی من و شما که در قم زندگی می کنیم باید از کسانی که در محیط های مذهبی رشد نکرده اند بالاتر باشد. ما اسلام را نه فقط به صورت شناسنامه ای بلکه دستورالعمل کامل زندگی می دانیم و بنا به فرمایش معصومین علیهم السلام باید هم در قلب و هم در کلام و هم در اعمالمان معیارهای اسلام محض و خالص را در نظر بگیریم مثلا همین که شما خود و دیگران را به صلوات بر امام زمان توصیه می کنید یا این که سخن را با سلام به یکدیگر آغاز کنند به خوبی حاکی از این زمینه و فرهنگ است ولی رویه ای که دنبال می کنید و کسانی که سنگ آنان را به سینه می زنید سمت و سوی مخالف دارد و من انتظار داشتم با تامل در این نامه که تا حد زیادی وضع درونی باصطلاح اصلاح طلبان کشور ما را روشن می کند در کارتان تجدید نظر کنید اما از پیام شما چنین برداشت کردم که مسائل دین را هم از چشم قیل و قال های سیاسی می بینید. من قبلا هم نوشته بودم که نه به آقای مصباح و نه به احمدی نژاد اعتقاد مطلق ندارم (گرچه برای دنیای دیگران هم آخرت خودم را خراب نمی کنم که بی دلیل کسی را محکوم کنم) حالا شما بجای نقد دلایل مطرح شده در نامه ، دوباره مرا حواله به جناح مقابلتان می دهید!! برای همین آن بالای وبلاگ نوشتم که نه اصلاح طلب ، نه اصولگرا  فقط اسلام خالص!  تا شاید حرف مرا باور کنید!

 

خوب اولا همانطور که نوشتید خداوند به نیات آگاه است اما اینکه من و شما نیت افراد را مشخص کنیم نیاز به دلیل دارد

بنا بر تعالیم اسلام در روز قیامت که به حساب اعمال رسیدگی می کنند برای نسبت هایی که ما به دیگران می دهیم دلیل یقینی مطالبه می کنند و جالب این است که حتی اگر قضاوت سوء ما در مورد دیگران درست در بیاید یعنی واقعا آدم های ناجوری بوده باشند ؛ ولی حکم ما بر اساس حدس و گمان و بدون دلایل کافی باشد ، دچار عذاب خواهیم شد

حال شما که خود می گویید خداوند به نیات آگاه است  از کجا و بر اساس چه دلایلی آقای مصباح و این آقای حسن زاده  را متهم به شهرت طلبی کرده اید؟ آیا اسلام به ما اجازه می دهد همین که کسی از نظر سیاسی در جبهه ای که ما با آن موافقیم قرار نگرفت  هر چیزی را به وی نسبت دهیم؟ 

 

ثانیا بر فرض که نیت کسی شهرت طلبی باشد و به ما نصیحتی کند و یا ما را متوجه خطر یا اشتباهی سازد این به نفع ماست که بجای توجه به تذکر او ، شخصیتش یا نیتش را به چالش بکشیم؟ حضرت علی علیه  السلام در مورد اینطور مسائل فرمودند انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال

به هر حال ما وظیفه مان دفاع از دین خالص خداست و اگر در این مسیر لازم باشد از آقای مصباح یا احمدی نژاد و یا هر کس و هر چیز دیگر دفاع کنیم به وظیفه عمل می کنیم والا فلا

نوشته شده توسط یک دوست در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 1:47 | لینک ثابت |
از اینکه موقتا بحث دیگری عنوان می شود عذرخواهی می کنم و توجه شما را به نامه  وارده جلب می کنم :

مهدي رحمانيان: بعد از چاپ مطلب «زبان زنانه» بر اساس تماس‌هاي مخاطبان مطلع شديم كه شاعره مصاحبه شونده مورد اخلاقي دارد ... خود مطلب درباره شعر و ادبيات بود و هيچ مشكلي نداشت... مشكل اخلاقي فرد مصاحبه شونده است كه ما از سابقه اين فرد مطلع نبوديم.

 

ابطحی: خود هیأت نظارت بهتر از دیگران میدانند که از این اشتباهات در روزنامه پیش می آید؛

با همه ی مدیران شرق و سردبیران و خبرنگاران(که شامل مصاحبه کننده با ... هم می شود)  و عوامل اجرایی آن   روزنامه هم دردی می کنم و میدانم اکثریت مردم از آنها تقدیر و تشکر می کنند. راستی روز خبرنگار بر همه ی خبری ها و به خصوص شرقی ها مبارک باشد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاسف در این است که در مملکت ما با گذشت قریب 3 دهه از تغییر ارزش های حاکم هنوز حیطه مسئولیتها و وظایف ، بطور صحیح و کامل تعریف نشده است و لذا هر پست و موقعیتی بدون توجه به توانایی ها و صلاحیت ها و به آسانی در اختیار خواص قرار می گیرد

وقتی بنده با امکانات معمولی پس از گذشت چندین روز از ماجرا و بدون استفاده از فیلترشکن ، در عرض چند دقیقه توانسته ام به افکار و نوشته های علنی این فرد در سایت رسمی وی دست پیدا کنم آیا مسئولان روزنامه این توان را نداشته اند؟ یا آنقدر سرگرم مجادلات سیاسی بوده اند که انجام مسئولیت اصلی خود را به فراموشی سپرده اند؟ یا این که خدای نخواسته تعمدی در کار بوده است؟

رحمانیان طوری وانمود کرده که گویا مشکل اخلاقی فرد مصاحبه شونده در حد مسائل خصوصی بوده و می گوید این مشکل اخلاقی مربوط به فرد مصاحبه شونده است که ما از آن مطلع نبودیم و خود مطلب درباره شعر و ادبيات بود و هيچ مشكلي نداشت » به نظر می رسد وی حتی پس از این همه جنجال به خود زحمت نداده نگاه دقیقی به آنچه منتشر کرده بیندازد و الا می توانست ببیند که در خود این مصاحبه صرف نظر از اشارات خاص آن ، علنا نام شعر مورد بحث ( اگر بتوان آن را شعر نامید ) گفته شده است و با کمال تاسف ، همین باصطلاح شعری که مصاحبه در مورد اهمیت و مفاهیم آن! است مانند شعرهای دیگرش مملو از کلمات رکیک است و حتی علنا عملیات همجنسگرایی و فحشا و نام اعضاء تناسلی را بارها ذکر کرده است و در شعر! دیگرش که در باره توالت رفتنش گفته بارها از کلمات شاش و گه و... استفاده کرده و کلا در مورد طریقه دفع آنها و رنگ و .... نوشته است (با عرض معذرت مجبور بودم عین کلمات را بیاورم تا بدانیم آن همه فلسفه بافی و عبارات قلمبه سلمبه شرق در تحلیل چه اراجیف و کدام موجود مبتذلی بوده است تا آنها که برای ژست گرفتن یا منافع سیاسی نسنجیده از اینها تجلیل می کنند خدا را اندکی شرم کنند

و جالب اینکه رحمانیان بجای آب شدن از خجالت و رسوایی که به بار آورده با دفاع از آن ، آزادی بیان را هدف اصلی انقلاب اسلامی ما می داند

وقاحت تا چه حد و سیاسی کاری تا به کجا؟؟ آیا آزادی بیان که رحمانیان آن را هدف اصلی انقلاب اسلامی ما می داند همین است؟

 

 آیا رحمانیان و ابطحی که چند متر پارچه مشکی هم بدور سرش پیچیده است با خود فکر نمی کنند که از چه چیزی دفاع می کنند؟ خدا شاهد است هر وجدان بیدار و مسخ نشده ای (صرف نظر از دین) و خود من که این سطور را می نویسم از ذکر اینها شرم دارم و اگر نبود احساس تکلیف شرعی ، همین را هم خوض در باطل می شمردم

 

بنده از جانب روحانیت شیعه و همرزمان شهیدم به محضر خداوند متعال از این عذرهای بدتر از گناه و این توهین های به مقام روحانیت و خون شهدا شکایت می برم و در صورتی که فورا از این دفاع بی شرمانه از فواحش توبه نکنند امیدوارم

با خفت و خواری دنیا و آخرت که کمترین درجه آن خلع لباس روحانیت و معرفی و مجازات در مقابل مردم است مواجه شوند

آیا جرم این لکه های ننگ پاک نشدنی که بطور علنی و در تیراژ بالا ، معنویات و آبروی جوانان و جامعه ما را به سخره می گیرد کمتر از فلان قاچاقچی یا اراذل و اوباش است که با معنویت و حیثیت جامعه بازی می کنند؟

 

و چه خوب بود اگر زبان و قلم ننگینشان را از این شیعه خانه امام زمان و خاک گلگون شهیدان بر می داشتند و تجلیل از این آزادی ها را برای همان ملت هایی که سالهاست تمدنشان را به رخ ما می کشند می بردند تا همانطور که از دروازه های تمدن آریامهری رها شدیم از گفتگو با این تمدنهایی که قلم از شرحشان سر می شکند هم آسوده شویم.

 

حوزه علمیه قم – حسن زاده

نوشته شده توسط یک دوست در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت 8:0 | لینک ثابت |
سلام علیکم
با تشکر از کسانی که تا کنون در نظرسنجی این وبلاگ شرکت کردند

شما هم اگر تا کنون رای ندادید می توانید گزینه مورد نظر خود را انتخاب کنید چون مهلت تعیین شده تمام خواهد شد

نتایج جالب این نظرسنجی تا کنون ،

با تحلیلهای استاد حسن زاده مطابقت دارد و بزودی در مقاله ای به آن خواهم پرداخت

پاسخ پیامها را هم در اولین فرصت خواهم داد

مقاله بعدی :

آیا پاسخ آقای احمدی نژاد به درخواست علمای حوزه علمیه ، منطقی بود؟!

و نظرسنجی در این مورد بزودی منتشر خواهد شد

منتظر باشید!

نوشته شده توسط یک دوست در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 1:37 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

درست در اولین روزهای افتتاح اینجا برایم سفری پیش آمد و جز اینکه گاهگاهی با عجله سری بزنم فرصتی نداشتم و وقتی که برگشتم هم نمی دانستم از کجای این کلاف سر در گم شروع کنم

تا اینکه یکی دو روز قبل نویسنده وبلاگی که در پست اول همین صفحه به آن اشاره کرده بودم ، به پیامی که من در وبلاگشان نوشتم :

 

... راستی اگر چشمان ما طوری معیوب شد که حتی پس از رو شدن خیانتها و خیمه شب بازی ها خیانت را خدمت و کفر را ایمان ببیند چه باید کرد؟

ص2 قران کریم سوره بقره را بخوانید انومن کما امن السفها؟

... معتقدم شما از ترس اینکه مبادا به چاله اینها بیفتی در چاه ویل! افتاده ای

این راه را ادامه نده حداقل فعلا احتیاط کن و امیدوارم اگر علاقت به امام زمان از صمیم قلب باشد خودش شما را هدایت کند

به من سر بزن و با ذهن خالی (بدون پیشداوری) ببین دقیقا چه می گویم بعد از تحقیق اگر یقین کردی کاری درست است انجام بده. به به و چهچه دیگران را هم توجه نکن...

 

چنین پاسخ دادند:

 

سلام خسته نباشید

من نمی دونم چرا شما فکر می کنید هر چیزی که شما با آن موافقید صحیح است و هر چی با مخالفید کفر؟

امیدوارم در کنار اون استاد بزرگوار ( اگر استادتون حسن زاده آملی است ) بیشتر بتوانید قدرت تحمل عقایدی غیر عقاید خود را داشته باشید

 و بار دیگر میگم که از بیرون فضای حوزه نگاهی به جامعه بیندازین .

یا حق

 

آن پیام و این جواب بهانه ای شد تا بار دیگر دست به قلم (صفحه کلید) ببرم و اگر خدا خواست برای این دوست نادیده و دیگرانی که به اینجا سر بزنند به وعده ای که دادم عمل کنم :

 

برادر گرامی امیدوارم این دفعه قبل از اینکه زحمت کشیده و برایم جواب بنویسید دقیقا توجه کنید که اصل مطلب من چه بوده است؟ ضمن اینکه خواهشمندم جوابی که به من می دهید کلیشه ای نباشد یعنی اگر از دیگران هم هست بر مبنای عقیده و فکر فعلی خودتان باشد

- از تذکر بجایتان ممنونم و عرض می کنم که نه این آقا ، آقای حسن زاده آملی معروف نیستند ولی اگر حوصله کافی برای توجه به مطالبشان باشد مشخص خواهد شد که در حیطه کار خودشان صاحب نظرند. کما اینکه تا کنون بسیاری افراد که بعضشان هم مانند شما در خظ شریعتی و خاتمی و ... بوده اند در پرتو کلام ایشان حیاتی دوباره یافته اند.

- اینکه از من خواستید :

بار دیگر میگم که از بیرون فضای حوزه نگاهی به جامعه بیندازین اگر منظورتان این باشد که واقعیت های موجود در اجتماعمان را ببینم

کاریست که همه روزه انجام می دهم و از روزی که با استاد فرزانه ام اشنا شدم از گمراهی ها و شقاوتها یی که می بینم رنج فراوان هم می برم

اما اگر منظورتان این باشد که دین و حقایق آن را از خارج از حوزه ببینم این همان چیزی است که من شما را از آن نهی می کنم و کاریست هم خلاف عقل و هم خلاف شرع که تا حدودی دلیلش را در پست اول همین وبلاگ نوشتم که خواهش می کنم دوباره بخوانید

در مورد اینکه نوشتید شما فکر می کنید هر چیزی که شما با آن موافقید صحیح است و هر چی با مخالفید کفر؟

اینطور که نوشتید نبوده که (همه مخالفت ها را کفر دانسته باشم) ولی اینکه (فکر می کنم هر چیزی که با آن موافقم صحیح است) درست است و شما و دیگران هم همینطور هستید چون اصولا اگر انسان چیزی را صحیح نداند که با آن موافقت نمی کند. اما منظور شما احتمالا این است که من می خواهم عقاید خودم را به دیگران تحمیل کنم ولی اینطور نبوده است من معتقدم همه انسانها حداقل در امور دینی می توانند با گفتگو به تفاهم برسند قبلا هم از شما خواستم که اگر در رد مطالب من دلیلی دارید بنویسید تا من هم  هدایت شوم و اگر دلیلی ندارید لجاجت بیهوده را کنار بگذارید

معنی ندارد که دو مسلمان در دیدگاههای کلی دینی عقاید مخالف هم داشته باشند و همه آنها هم درست باشد!

و تازه اگر چنین باشد که دیگر کار شبانه روزی شما هم که بی معنی می شود زیرا در آن صورت حق ندارید با دیگران مخالفت و آنها را محکوم کنید

این است که گفتم حداقل فعلا احتیاط کن و با ذهن خالی (بدون پیشداوری) ببین دقیقا چه می گویم بعد از تحقیق اگر یقین کردی کاری درست است انجام بده

 

امیدوارم این دفعه جواب کاملی که ناظر بر همه مطالب من باشد از شما دریافت کنم

نوشته شده توسط یک دوست در شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 3:13 | لینک ثابت |
 
offshore